على بن محمد العلوى العمري

74

المجدي في أنساب الطالبين

مسلمانان عامه وبر شيعيان وايرانيان بالخصوص نداشت منقرض ساخت . گو اينكه در اين ميان بنى عباس كه از ساليان دراز چشم طمع به حكومت و " خلافت " دوخته بودند ، وآنرا به ادعاى خود وراثتا مستحق بودند ، با توطئه هاى بسيار زيركانه وبند وبست هاى ماهرانه با همكارى افراد جاه طلب وداعيه دارى چون أبو مسلم وأمثال أو كه سابقه منافع شخصي واغراض سياسي وتعصبات قومي وملى ( وشايد هم با نيت خيرى كه بتوانند حكومت مطلوبى كه بر أساس قوانين قرآن وموازين اسلام مستقر شود تأسيس كنند ) با بنى أمية در جنگ وستيز بودند ودولت أموي را به تمام معاني ناتوان كرده وبه آستانه سقوط كشانده بودند ، " زر را زدند وبردند " ( 1 ) . از مقصود دور نشوم كه غرض از اين چند سطرى كه بعنوان تعيين مبناى عامل دوم تأليف كتب انساب عرض شد آنست كه از زمان سلطنت معاوية ودر طول دوران حكومت أموي ، بر اثر تبعيضات نژادى وقبيله اى كه بنى أمية وعمالشان بر مسلمانان اعمال مىكردند زمينه را براي هر گونه انتقاد وخرده گيرى بر " عرب " آماده ساخته بود ونه تنها ملل غير عرب بمنظور مقابله ومبارزه با اين تبعيضات بلكه در مواردى بعضي از خود اعراب با مقاصد ناصواب ورذيلانه ( بشرحى كه ملاحظه خواهيد فرمود ) در مقام تنقيص وتخفيف اعراب بر مىآمدند وبا نشر كتب ورسائلي مثالب وعيوبى را بر عرب ومحاسن ومناقبى را بر خود نسبت داده وثابت مىكردند واز اينرو باب مفاخره ومباهات به نژاد وباليدن به استخوان هاى پوسيده أجداد بنحو گسترده اى باز شد .

--> ( 1 ) تا به آنجا كه گوئى اين بيت أبو عطاء سندى زبان حال بسيارى از مسلمين بوده كه : يا ليت جور بنى مروان عادلنا * وليت عدل بنى العباس في النار